کنفرانس پاریس با حضور جمعی از فعالان سیاسی تحت عنوانِ «شورای ملی» روز شنبه و یکشنبه [۲۷ و ۲۸ آپریل] با هدف انتخاب سخنگوی این شورا،اعضای شورای عالی،اعضای دفتر سیاسی و مورد بررسی و بحث قرار دادن مواد منشور و اساسنامه برگزار شد.
آقای رضا پهلوی با ۶۱۰ رای از ۷۵۰ رای ریخته شده به صندوق به عنوان سخنگوی این شورا انتخاب شد واعضای شورای عالی و دفتر سیاسی شورا با وجود تمام کاستی ها و اشکالات گوناگون انتخاب شدند .
هدف این شورا آنچنان که در منشور و اساسنامه آن قید گردیده و در دو روز نشست مورد بررسی و بحث قرار گرفت وبا اصلاحاتی به تصویب رسید ،تلاش درجهت فراهم نمودن شرایط مناسب برای برگزاری یک انتخابات آزاد وسالم و بسترهای لازم آن در ایران می باشد.البته انتظار می رفت این کنفرانس مورد استقبال احزاب و افراد شناخته شده از پایگاه های مختلف فکری مانندهمه طرفداران سامانه پادشاهی، احزاب چپ،احزاب جمهوری خواه و نمایندگان اقوام و دیگر احزاب شناخته شده قرار گیرد با کمال تاسف نشست به هر دلیلی شاهد حضور پر رنگ این جریانات نبود در غیر اینصورت این شورا می توانست با در برگرفتن تمام پایگاه های فکری بحث انتخابات آزاد در ایران و براندازی حاکمیت فعلی را با توانمندی بیشتری دنبال نماید هر اندازه مدعیان آزادی و دمکراسی پر رنگ تر در کنار هم حضور یابند به همان اندازه بی شک نظام مستبد حاکم برکشورمنفعل تر خواهد گشت . .
بهر روی سخنگو،اعضای شورای عالی و دیگر اعضای منتخب این شورا در دفتر سیاسی و در آینده کمیته ها ی مختلف باید بدانند که در مسیر حساسی گام نهاده اند و آینده سیاسی خود را در گرو احقاق این اهداف گذاشته اند، مبرهن است همواره باید نسبت به پیشرفت کار و برنامه هایی که در دست اقدام دارند خود را پاسخگو و مسئول بدانند.
کانون همبستگی ملت ایران ،برای این شورا و اعضای آن در چهار چوب تعیین شده در منشور و اساسنامه حمایت خود را اعلام و برای اعضای شورای ملی در راستای وظایف محوله و همه ایران یاران ضمن حمایت آرزوی موفقیت و سربلندی می نماید
علی اکبر هاشمی رفسنجانی در تازه ترین واکنش خود در مصاحبه با ایلنا اسلامیت را از کنار جمهوریت حذف نمود .
هاشمی کیست و دنبال چیست ؟ :
اکبر هاشمی رفسنجانی در سال سوم شهریور ۱۳۱۳ (برابر با ۴ آگوست ۱۹۳۴) در روستای بهرمان شهرستان رفسنجان و در خانوادهای نسبتاً ثروتمند به دنیا آمد. او یکی از ۹ فرزند میرزاعلی هاشمی بهرمانی و ماهبیبی صفریان است. پدرش با اندکی تحصیلات حوزوی از باغداران و تاجران پسته بهرمان از توابع بخش نوق رفسنجان بود. در سن ۵ سالگی تحصیل را از مکتبخانهای در نوق آغاز نمود. در سن ۱۴ سالگی به قم رفت و به تحصیل علوم دینی پرداخت. اساتید وی در حوزه علمیه قم سید حسین طباطبایی بروجردی، روحالله خمینی، سید محمد محقق داماد، محمدرضا گلپایگانی، سید محمدکاظم شریعتمداری، عبدالکریم حائری یزدی، شهابالدین نجفی مرعشی، محمدحسین طباطبائی و حسینعلی منتظری بودهاند. در آنجا تحت اثر تعلیماتروحالله خمینی به سیاست روی آورد و به مخالفت با حکومت محمدرضا شاه پهلوی و انقلاب سفید او پرداخت. با تبعید روحالله خمینی، نقش هاشمی در مبارزه با شاه و نمایندگی خمینی در داخل کشور پررنگتر شد. با وجود نگرش ضد غربی انقلابیون، او سفرهای زیادی از ژاپن در شرق تا ۲۰ ایالت از ایالات متحده در غرب نمود. در سال ۱۳۳۷ با عفت مرعشی که دختری از خانواده روحانی و از نوادگان سید محمد کاظم طباطبایی یزدی است ازدواج نمود. ثمره این ازدواج ۵ فرزند به ترتیب به نامهای فاطمه،محسن، فائزه، مهدی و یاسر است. دو دختر او با دو پسر حسن لاهوتی اشکوری امام جمعه سابق رشت و از دوستان او در زندان، (که یکی پزشک و دیگری دندانپزشک است) ازدواج کردند. از بین دختران او تنها فائزه هاشمی وارد سیاست شد و یک بار نمایندهٔ مجلس شورای اسلامی شد. فاطمه هاشمی نیز تا سال ۱۳۸۸ در بنیاد امور بیماریهای خاص فعالیت داشت و محسن هاشمی رئیس سابق مترو تهران بودهاست. مهدی هاشمی نیز مسئولیتهایی مانند ریاست سازمان بهینه سازی مصرف سوخت و ریاست مرکز تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی را برعهده داشتهاست.
رفسنجانی یکی از چهرههای تاثیر گذار در روند انقلاب ایران و همچنین دوران پس از آن تا امروز است. آشنایی و دوستی او با روحالله خمینی از اواخر دهه سی شمسی آغاز شد. ولی فعالیت سیاسی خود را از سال ۱۳۴۰ آغاز کرد. او در دوران قبل از انقلاب، بسیار به خمینی نزدیک بود.
هاشمی پیش از انقلاب، یکی از مخالفان برنامههای نوگرایانه شاه (انقلاب سفید) شناخته میشد. با تبعید روحالله خمینی، رفسنجانی در ایران ماند و مخالفتهایش با این برنامهها افزایش یافت. این مخالفتها سرانجام به دستگیری و زندانی شدن او منجر شد. در مجموع و از سال۱۳۳۷ تا سال ۱۳۵۷ هاشمی رفسنجانی ۷ بار و مجموعا ۴ سال و ۵ ماه به جرم فعالیت مخفیانه علیه حکومت پهلوی به زندان افتاد.
اگرچه در بعد فردی عمده فعالیت مبارزاتی وی پیش از انقلاب را سخنرانیهای مختلف و کارهای انتشاراتی تشکیل میدادند ولی روحالله خمینی در دوران تبعید، نقش مدیر مالی مبارزات انقلاب و نیز ارتباط با سایر گروههای انقلابی را نیز بر عهده وی گذاشته بود.
از جمله گروههایی که پیوندهای عمیقی با هاشمی داشتند، حزب مؤتلفه اسلامی بود که مسئول ترور حسنعلی منصور شناخته میشد. همین ارتباطات یکی دیگر از دلایل دستگیریهای او بود. در زندان او فرصت یافت تا با سایر گروههای مخالف شاه آشنا شود. هاشمی در آغاز دهه پنجاه، به گروه مارکسیست اسلامی مجاهدین خلق ایران پیوست. ولی خیلی زود آنان را ترک کرد و به فعالیت اقتصادی بساز و بفروشی آپارتمان در تهران روی آورد.
پس از پیروزی انقلاب او یکی از اعضای شورای انقلاب اسلامی شد. او از بدو تشکیل این شورا، یکی از قدرتمندترین چهرههای آن بود. همچنین او مدتی سرپرستی وزارت کشور را بر عهده گرفت.
او یکی از ۲۸ عضو اولیه و موسس جامعه روحانیت مبارز(یک تشکل راستگرای سنتی) و همچنین یکی از اعضای موسس حزب جمهوری اسلامی در سال اول پس از انقلاب بود.سالها بعد، باز او بود که درخواست انحلال این حزب را به روحالله خمینی داد.
او از سایر بازیگران صحنه سیاست ایران در آن دوره، ذکاوت سیاسی بیشتری داشت. این توانائی به همراه اعتماد کاملی که روحالله خمینی به هاشمی داشت، دو عامل اصلی افزایش روزافزون قدرت او در نظام پس از انقلاب بود. در آن دوره او نزدیکترین فرد به رهبر بود و نقش «چشم و گوش» رهبر را ایفا میکرد. به گفته گلد به کمک هاشمی بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ شکل گرفت.
با وقوع بحران گروگانگیری در سفارت آمریکا بهوسیله دانشجوبان پیرو خط امام در سال ۱۳۵۸، هاشمی رفسنجانی از آن بهعنوان «یکی از بزرگترین اقدامات سازنده در تاریخ کشور» یادکرد. با اینحال او در دهمین سالگرد پیروزی انقلاب در یک مصاحبه گفت که با توجه به تجارب این سالها «گروگانگیری اشتباه بود.»
نخستین قانون انتخابات پس از انقلاب با مشارکت او تدوین شد و پس از برگزاری اولین انتخابات مجلس به مجلس راه یافت و با آغاز کار مجلس در ۷ خرداد ۱۳۵۹ اولین رئیس مجلس شورای اسلامی ایران شد در بهار سال ۱۳۶۰ در عزل ابوالحسن بنیصدر از فرماندهی کل قوا و سپس تصویب طرح عدم کفایت سیاسی او نقشی تعیین کننده داشت.
در تابستان ۱۳۶۰ او بود که اعتراض مجلس را به وتوی یکی از مصوباتش توسط شورای نگهبان به اطلاع روحالله خمینی رساند و توانست برای اولینبار، راهکار قانونیای برای اجرایی شدن قوانینی که توسط شورای نگهبان خلاف شرع دانسته شده بود ایجاد کند. راهکاری که بعدها به تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام به ریاست خودش منجر شد. در بهار ۱۳۶۵، هاشمی نقش فعالی در ماجرای ایران-کنترا داشت. ولی این مذاکرات با افشاگری سیدمهدی هاشمی با شکست مواجه شد. سیدمهدی هاشمی مدتی بعد اعدام شد، ولی از بعد داخلی رفسنجانی بازنده ماجرا بود.
درجریان سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، زمانی که هاشمی رای خود را به نفعسیدعلی خامنهای به صندوق میانداخت، مدعی شد که «این رای امام، روحانیت و مجلس است» در گرماگرم اختلافات میرحسین موسوی و علی خامنهای در اواسط دهه شصت، هاشمی با زیرکی توانست خود را از موضعگیری برله یا علیه نقطهنظرات این دو دور نگه داشته و موضعی میانه اتخاذ کند. با اینحال بهمن بختیاری، در این دوره میرحسین موسوی را در راسجناح چپ ایران و هاشمی و خامنهای را در راس جناح راست معرفی میکند. به گفته او با مرگ خمینی، جناح چپ بدون رهبر شد. در چنین شرایطی هاشمی برای یک ریاست جمهوری قدرتمند خیز برداشت.
هاشمی در دوره جنگ، علاوه بر ریاست مجلس، یکی از ائمه جمعه موقت تهران (تا سی سال بعد)، نماینده امام(خمینی) در شورای عالی دفاع (بعد از کشته شدن مصطفی چمران در سال ۱۳۶۰)، و جانشین فرمانده کل قوا در ماههای پایانی جنگ ایران و عراق بود. او در وادار کردن روحالله خمینی به پذیرش خاتمه جنگ با عراق نیز نقش داشت.تنها سه ماه بعد از آنکه هاشمی در خرداد ۱۳۶۷ از سوی روحالله خمینی به جانشینی فرماندهی کل قوا منصوب شد، ایران قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را پذیرفت.
بدونتردید، این هاشمی کهنه کار بود که راه را برای رهبری سیدعلی خامنهای در خبرگان هموار کرد. هاشمی در مجلس خبرگان خاطرهای تعریف کرد که بر اساس آن روحالله خمینی در زمان حیات خود جانشینی خامنهای بر منصب رهبری را تائید کردهبود.
دکتر ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران می گوید هر گاه هاشمی میخواست امری محقق شود از جلسه خارج می شد و بعد از چند دقیقه داخل می شد و میگفت خواست رهبر انقلاب ” ایت الله خمینی این است که این امر محقق گردد ویا تحقق پیدا نکند .
رفسنجانی با کمک خامنهای، تغییرات لازم در قانون اساسی را بهگونهای اعمال کرد تا با شرایط علی خامنهای تطابق داشتهباشد. برای نمونه شرط مرجعیت برای رهبر با تلاش او از قانون اساسی ۱۳۵۸ حذف شد. رهبر شدن خامنهای از دید او «یک خبر خوب برای مردم» بود. همزمان با آغاز دوران رهبری علی خامنهای، هاشمی نیز به ریاست مجمع تشخیص مصلت نظام منصوب شد.
دید غربیها اگرچه دوره اول ریاست جمهوری هاشمی یکی از دورههای تاریک کشور از نظر نقض حقوق بشر بود، ولی حضور یک روحانی فرصتطلب و با دیدگاههای کمتر سنتی در راس هرم قدرت در ایران، باعث شد تا حکومت مشروعیت بیشتری کسب کند شد قدرت هاشمی در سالهای پس از درگذشت روحالله خمینی حداقل تا سال ۱۳۷۴ ادامه یافت. در واقع او خود را به عنوان معمار و مجری ایران نوین معرفی کرد و لقب «سردار سازندگی» را ازآن خود ساخت. قدرت اجرایی کشور منحصراً در دست او بود و خامنهای ضعیفتر از آن بود تا بتواند نقشی که پیش از او روحالله خمینی بازی میکرد را ایفا کند. خامنهای به وضوح از نظرفره و مقبولیت نسبت به هاشمی ضعیفتر بود. در طول سالهای بعد و دوره اول ریاستجمهوری هاشمی، رهبر واقعی کشور او بود. درواقع این هاشمی بود که در آن دوره سیاستهای کلی نظام را تعیین میکرد.
در دور دوم ریاست جمهوری و در طول دهه هفتاد، او بارها نشانههایی از تمایل دولت خود به ایجاد نوعی از رابطه با ایالات متحده را نشان داد. ولی همواره با شکست مواجه شد. سرانجام در اواخر دور دوم ریاست جمهوری او، دادگاهی در آلمان که به پرونده ترور میکونوس رسیدگی میکرد، طی حکمی علی خامنهای و هاشمی رفسنجانی را به دادن دستور این ترور متهم کرد. این حکم موجب بحرانی میان ایران و اروپا شد. بحرانی که تا دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی ادامه یافت.
همزمان کارگزاران حکومتی هاشمی، (راست مدرن) نگرش جدیدی از اسلام را به مردم معرفی کردند. این دوران، دوره تقابل دو چهره کاملاً متفاوت از اسلامگرایان بود. با آغاز دور دوم ریاست جمهوری هاشمی، او از تمام انرژی و ظرفیت سیاسی خود استفاده کرد تا میان این دو چهره متفاوت آشتی برقرار کند. او از نفوذ خود بر روحانیون سنتی نیز برای برقراری این تعادل استفاده میکرد.در برنامههای اقتصادی و فرهنگی نیز هاشمی بهدنبال تغییر ساختار حکومت دینی به قالبی کارآمدتر بود. او تلاش کرد تا به حاکمیت حکومت بر افکار و زندگی عمومی مردم خاتمه داده و تغییرات اقتصادی-اجتماعی زیادی را نسبت به دوران جنگ با عراق بهوجود آورد.
در این میان، جناح راست سنتی به رهبری خامنهای با آنکه بازسازی اقتصاد کشور با سیاست هاشمی را تائید میکرد، ولی سیاست فرهنگی و تمایل او به ظواهر غربی را تحمل نمیکرد. بهتدریج محافظهکاران در جهتگیریهای سیاست خارجی با هاشمی اختلافات پیچیدهای پیدا کردند. از یک سو از دید آنان آرامش و بازسازی پس از جنگ و توسعه اقتصادی دوره هاشمی قابل قدردانی بود، ولی از سوی دیگر، آنان نگران عادی سازی روابط با غرب و تهاجم فرهنگی به کشور بودند. به گمان آنان، سیاستهای هاشمی در جهت آرمانهای خمینی و تشیع نبود.
در این ساختار پیچیده جناح چپ که برخلاف سایر جناحها از داشتن یک رهبر قدرتمند (مانند هاشمی و خامنهای) در راس خود محروم بود، قدرت خود را از دست داده و به تدریج صحنه سیاسی کشور را واگذار کرده بود. با اینحال در دوران ریاست جمهوری هاشمی، او تاکید داشت که «هر کسی در خط امام است با ما اختلافی ندارد». به استناد همین اندیشه وزرایی از جناح چپ نیز در کابینه او حضور داشتند.
در چنین شرایطی بود که گروه شبهه نظامی انصار حزبالله بهتدریج شکل گرفت. گروهی که با جناح راست و سیدعلی خامنهای ارتباط داشت.خامنهای که از تابستان ۱۳۷۱ و همزمان با طرح مبحث تهاجم فرهنگی، در تلاش بود تا از قدرت هاشمی به نفع خود بکاهد، در اختلافات میان هاشمی با محافظهکاران، طرف محافظهکاران را گرفت و مهرههای نزدیک به هاشمی را یکییکی برکنار کرد.[۶۰]
با نزدیک شدن به پایان دور دوم ریاست جمهوری، کمسیون فرهنگ و ارشاد مجلس شورای اسلامی تلاش کرد تا اصلاحیهای را به تصویب برساند که بر اساس آن، هاشمی بتواند برای سومین بار پیاپی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. این اقدام بیدرنگ مورد اعتراض قرار گرفت. هاشمی نیز تصمیم گرفت ابتکار عمل را از دست ندهد و همگام با اصلاحطلبان مسیر اصلاحات را انتخاب کرد. او ابتدا برای مدت چند ماه تلاش کرد تا میرحسین موسوی را ترغیب به شرکت در انتخابات کند. ولی پس از اینکه او نامزدی در انتخابات را نپذیرفت، هاشمی از نامزدی سیدمحمد خاتمی (که پس از خروج از کابینه در سال ۱۳۷۰ همواره مشاور او بود) حمایت کرد. هاشمی در واکنش به محافظهکاران تندروتر مانند محمدتقی مصباح یزدی هشدار میداد که «ازبین رفتن اعتماد مردم، از ایدز خطرناکتر است»
او دو سال پس از اتمام دوران ریاست جمهور خود و در سال ۱۳۷۸ در انتخابات مجلس ششم برای بدست آوردن نمایندگی تهرانشرکت کرد. حضور او در مجلس میتوانست باعث شود تا از نگرانی محافظهکاران نسبت به ریاست جمهوری خاتمی کاسته شده و خطوط ایدئولوژیک میان آنان با جبهه دوم خرداد کمرنگتر شود. در این انتخابات او به سختی توانست آخرین نفر پذیرفته شده باشد. علیرغم این پیروزی، هاشمی رفسنجانی قبل از تحلیف به عنوان نماینده از این پست استعفا داد.
اگرچه خاتمی در مقام یک رئیس جمهور، محمد هاشمی (برادر علیاکبر هاشمی رفسنجانی) را به سمت معاونت اجرائی خود منصوب نموده بود،ولی قدرت اکبر هاشمی در این دوره رو به افول بود و هدف حمله تندروهای هر دو جناح قرار داشت.[نیازمند منبع] در جریان قتلهای زنجیرهای، اکبر گنجی در مقاله عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری به بررسی نقش او در این قتلها پرداخت.غلامحسین کرباسچی، شهردار تهران و یکی از متحدان کلیدی او به زندان محکوم شد.با اینحال علیرغم کاهش چشمگیر قدرت وی، همچنان ریاست مجمع تشخیص نظام را که ارگانی مهم بود برعهده داشت.
هاشمی بار دیگر در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ شرکت کرد. با وجود آنکه او در مرحلهٔ اول انتخابات آرایی بیش از محمود احمدینژاد کسب کردهبود، ولی در مرحلهٔ دوم نتوانست بیش از ۳۶ درصد از آرا را کسب کند. در واقع، رایدهندگان ترجیح دادند از میان دو فردی که یکی را میشناختند و دیگری را نمیشناختند، ناشناخته را انتخاب کنند.کیت کرین ثروت هاشمی را یکی از دلایل شکست او در این انتخابات میداند.او همانند مهدی کروبی و مصطفی معین به نتایج انتخابات اعتراض کرد.هاشمی پس از انتخابات با صدور بیانیهای اعلام کرد پارهای اقدامات و دخالتهای سازمان یافته، انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ را آلوده کردهاست.
پیروزی او در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در سال ۱۳۸۶، فرصتی برای جبران شکستهای جدی پیشین از جناح تندرو محافظهکار فراهم آورد.هاشمی در تهران آرای بیشتری نسبت به سایر نامزدها کسب کردهبود و نمایندهٔ اول پایتخت محسوب میشد. اندکی بعد او در رقابت با احمد جنتی، ریاست مجلس خبرگان را نیز بهدست آورد.مجلسی که در صورت لزوم میتوانست با دو سوم آرا، خامنهای را از رهبری برکنار کند.
تنش بین هاشمی و احمدینژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ به صورت علنی خود را نشان داد، در مناظره تلویزیونی محمود احمدینژاد و میرحسین موسوی در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۸۸، احمدی نژاد اتهاماتی را به خانوادهٔ هاشمی رفسنجانی وارد ساخت. هاشمی نیز تنها سه روز قبل از انتخابات و در یک نامه سرگشاده به خامنهای، ادعاهای احمدینژاد را «دروغ، تهمت و خلافگویی» خواند.
اما آنچه بیشتر از همه حائز اهمیت بود نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر انقلاب بود که بدون سلام و تحیت آغاز و با شدیدترین هجمه ها و کنایات و تلویحات، ادامه و با خط و نشان های خارج از شئون سیاسی و انقلابی پایان یافت. هاشمی در این نامه که شباهت بسیاری با نامه مرحوم منتظری به ایت ا… خمینی بود که بنا به اظهار خود منتظری این نامه خواب را از چشمان خمینی ربوده بود- داشت موجی از انتقاد و تعجب را در میان گروه ها و شخصیت های سیاسی به همراه داشت. متن این نامه که به دلیل اهمیت تاریخی شرح است:
«مقام معظم رهبری آیت الله خامنهای زیده عزّه
متأسفانه اظهارات عاری از حقیقت و غیرمسئولانه آقای احمدینژاد در جریان مناظره با مهندس موسوی و مقدمهچینیهای قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهکهای ضدانقلاب در سالهای اول بعد از پیروزی انقلاب و نیز تهمتزدنها در انتخابات ۸۴ و انتخابات مجلس ششم ولجنپراکنیهای باند پالیزدار که در دادگاه محکوم شده را به نمایش گذاشت و از آنجا که بخشی از این اظهارات قبلاً در رسانههای دولتی و آتش تهیه آن در سخنرانی مشهد مقدس مطرح شده، ادعای اینکه مطالب او تحت تأثیر فضای مناظره گفته شده و فاقد برنامهریزی قبلی است، پذیرفتنی نیست و گویا برای تحتالشعاع قرادادن گزارشهای مستند و مکرر دیوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن یک میلیارد دلار و ارتکاب چند هزار تخلّف در اجرای بودجهها میباشد و شاید هم رقیب اصلی خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامی میداند.دهها میلیون نفر در داخل و خارج ناظر دروغپردازیها و خلافگوییهایی بودند که برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامیمان را نشانه گرفته بود.
زیر سئوال بردن تصمیمات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و تلاشهای امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانیت عظیمالقدر که در نیم قرن گذشته با مجاهدتهای خویش توانستند بنای باشکوه نظام اسلامی را ایجاد و مستقر و بالنده کنند، از این بدتر نمیشد. دوران مشعشعی که خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پیشتاز، رئیسجمهور و نهایتاً رهبری نظام نقش و مسئولیتهای ممتازی بعهده داشتهاید.نقطه قابل توجه دراین تهمتها این است که غیرمستقیم، مقام ولایت در زمان رهبری امام راحل و جنابعالی که هادی دولتها بودهاید و با اظهارات صریح، مدیریتها را مورد تأیید و تحسین قراردادهاید، نشانه گرفته است.
بعد از جریان شوم ۱۴ اسفندماه ۱۳۵۹ با ارشاد امام و بنیانگذار جمهوری اسلامی، شهید مظلوم دکتر بهشتی و جنابعالی و اینجانب که در شعارهای مردمی به عنوان «سه یاور خمینی» شناخته شده بودیم، با همراهی نیروهای انقلابی و بخصوص نمایندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوری اسلامی توانستیم در جهت زدودن غبارهای ابهامات و سمپاشیها اقدامات مؤثری انجام دهیم و امام راحل درد آشنا با تشکیل گروه حقیقتیاب و داور، بخشی از حقایق را آشکار کردند. نتایج آن، آگاهی بیشتر مردم و رسوایی فتنهگران و در نهایت نجات کشور از خطری بود که دشمنان استکباری و ضد انقلاب طراحی کرده بودند. البته اینجانب قصد ندارم که دولت موجود را مثل دولت بنیصدر معرفی کنم و یا سرنوشتی شبیه آن دولت را برای این دولت بخواهم، بلکه مقصود این است که باید مانع گرفتار شدن کشور به سرنوشت آن روزگار شد. اینجانب برای پرهیز از آلودهشدن فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات به تشنجات بیشتر، از عکسالعمل فوری که مورد انتظار ملت است، خودداری کردم.
در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقای احمدینژاد گفتم که در اظهارات او خلافگوییهای فراوانی وجود داشته و ادعای کذب تماس تلفنی من با یکی از سران عرب و ادعای کارگردانی مبارزات انتخاباتی رقبا و اتهامات ناروا به جمعی از بزرگان نظام، از جمله جناب آقای ناطق نوری و فرزندان من و بدتر از همه زیرسئوال بردن اقدامات امام راحل را یادآوری و پیشنهاد کردم با صراحت اتهامهای نادرست را پس بگیرد که نیازی به اقدامات قانونی افراد و خانوادههایی که ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تیرهای ناسزاگویی قرار گرفتهاند، نباشد. از صدا و سیما هم خواسته شد که فرصتی در اختیار طرفهای ذیحق براساس مقررات سازمان قرار دهد که از خود دفاع نمایند. گرچه در گذشته به بخشی از این اتهامات پاسخ داده شده و رئیس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، در عمل به اصل ۱۴۲ قانون اساسی رسماً اعلام پاکی و منزّه بودن خانواده رئیسجمهور و حتی کمشدن داراییها در دوران مسئولیت را نمودند، ولی تکرار اتهام تکرار جواب را میطلبد.
معالاسف، این دو پیشنهاد خیرخواهانه عملاً پذیرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سکوتشان دیدند و بیشک جامعه و بخصوص نسل جوان نیازمند اطلاع از حقیقت است. حقیقتی که با اعتبار نظام و همدلی ملت ارتباط جدّی دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنین نامه ای نمی کردم. معتقدم جنابعالی بخوبی میدانید که اینجانب و بسیاری از بزرگان تأثیرگذار انقلاب و حتی خود جنابعالی از دوران مبارزه و سالهای اول انقلاب و در تعدادی از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالی و ضدانقلاب بودهایم و همیشه صبورانه تهمتها و اهانتها را پشت سر گذاشتهایم و در دور جدید تهمتها و هجمهها هم از حدود پنج سال پیش تاکنون دندان روی جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و کشور اندوه خویش را مکتوم میدارم و از این جهت هم مورد گلایه بسیاری از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار میگیرم ومهم این است که اینبار این تهمت ها توسط رئیس جمهور و در رسانه ملی مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حقکشیهای ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختیار مردم و تاریخ قرار خواهد گرفت،
تاریخ گواه است که اکثریت مردم متعهد و انقلابی مان کمتر تحت تأثیر خلافگوئیها قرار میگیرند و دلیل آن آراء افتخارآمیز مردم به اینجانب در آخرین انتخابات مجلس خبرگان رهبری است و نیز خوب میدانید که در جریان انتخابات جاری، تاکنون به خاطر مسئولیت های رسمی ام در رسانه ها مطلبی به نفع یا ضرر افراد و جریانهای درگیر در انتخابات نگفتهام و در موارد ضروری به کلیاتی مبتنی بر حضور حداکثری مردم در پای صندوقها و سلامت انتخابات اکتفا کردهام و رسماً گفتهام برنامه شرکت در انتخابات ندارم. چهار نامزد موجود برای آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سیاست اینجانب از من نظر نخواستهاند و بعد از نامزدی هم از اینجانب درخواست حمایت نکردهاند و اگر هم در جلساتی بهم رسیده باشیم، چیزی جز همان کلیات فوقالذکر را از من نشنیدهاند و اگر حزب یا گروهی در مورد جهتگیری در انتخابات نظر خواستهاند، گفتهام براساس آییننامه خود عمل کنند و حقیقتاً آنها با تصمیمخودشان و همکارانشان در صحنهاند و عمل میکنند و انصافاً تهمت دستنشانده بودن آنان ستم و بیحرمتی غیرقابل توجیه است. بجاست که به این حقیقت هم توجه شود که احتمالاً عوامل دولت از نظر اینجانب مطلعند که من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمیدانم و خود جنابعالی هم از این نظر من مطلعید و دلایل آن را هم میدانید. ولی این نظر را رسانهای نکردهام و خود عوامل دولت در این مورد بزرگنمایی کردهاند که هدف بزرگنمایی در آن مناظره روشن شد. با اینهمه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بیشک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمیتابند و آتشفشانهایی که از درون سینههای سوزان تغذیه میشوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونههای آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده میکنیم. اگر نظام نخواهد یا نتواند با پدیدههای زشت و گناهآلودی مثل تهمت ها ؛ دروغها و خلافگوییهای مطرح شده در آن مناظره برخورد کند و اگر مسئولان اجرای قانون نخواهند و یا نتوانند به تخلّفهای صریح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد که فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسیدگی کنند و اگر فردی در موقعیت ریاست جمهوری بدون مراعات شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتکاب چنین گناهان کبیره و اخلاقشکن علیرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه میتوانیم خود را از پیروان نظام مقدس اسلامی بدانیم؟
رهبری معظم انقلاب؛
اکنون که امام راحل (ره) آن پیر فرزانه و حلّال مشکلات و ملجاء همه و یار صبور و دیرینه هر دوی ما آیتالله شهید مظلوم دکتر بهشتی و بسیاری از همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند و یا به دیار باقی شتافتند ؛ در بین ما حضور ندارند، شما ماندهاید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم. از جنابعالی با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیتتان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنههای خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح میدانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعلهورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید. لذا در فرصت باقیمانده ضروری به نظر میرسد خواسته حق حضرتعالی و مردم در خصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. کاری که میتواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکیم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد و فتنهگران نتوانند با حدس و گمان نصّ پیامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحریف کنند و با نادیده گرفتن قانون، بنزین بر آتشافروخته بریزند.
دوست، همراه، و هم سنگر دیروز، امروز و فردایتان
اکبر هاشمی رفسنجانی»
در روز ۲۶ تیرماه ۱۳۸۸، هاشمی سکوت غیر معمول خود پس از انتخابات را شکست. او در خطبههای نماز جمعه تهران (۲۶ تیر ۱۳۸۸) شورای نگهبان را به ازدست دادن فرصت متهم کرد. نتایج انتخابات را از دید مردم مشکوک و تردیدآمیز خواند و از حاکمیت خواست تا با آزادکردن زندانیان سیاسی، اعتماد را به مردم بازگرداند.اجتماع دو و نیم میلیون نفر از نمازگزاران و معترضان حاضر (پرازدحامترین نماز جمعه تاریخ ایران)، با دخالت حکومت به درگیری کشیده شد. هاشمی که از ۱۲ تیرماه ۱۳۶۰ امام جمعه موقت تهران بود و با بیش از ۴۰۰ بار اقامه، رکورددار امامت جمعه تهران بود،پس از این روز این سمت را ترک گفت.
هاشمی پس از آن در مناسبت دیگری گفت:
اگر مردم ما را بخواهند حکومت میکنیم و اگر نخواهند میرویم. حکومت پول دارد. نیرو دارد میتواند در خیابان آدم جمع کند ولی گروه مقابل یک عده استاد، دانشجو کارگر، مدیر، صنعت گر هستند و درست نبود که بسیج و سپاه در مقابل مردم قرار داده شوند… چطور میشود میلیونها نفر در خیابان بیانند و بگویند در انتخابات تقلب شدهاست و به انتخابات تردید نکرد؟
از آن پس هاشمی همسو با سران فتنه خواندهشد. نزدیکانش به ویژه فائزه هاشمی و مهدی هاشمی دستگیر و یا تهدید به دستگیری شدند و کنترل او بر دانشگاه آزاد اسلامی به چالش کشیده شد از سوی دیگر با اعلام کاندیداتوری مهدوی کنیبرای ریاست خبرگان در سال ۱۳۸۹، هاشمی از کاندیداتوری برای این سمت نیز استعفا داد و ریاست مجلس خبرگان را به مهدوی کنی واگذار کرد.وب سایت وی نیز در دی ماه ۱۳۹۰ مسدود شد و تا مدت شش ماه خارج از دسترس بود.
گرچه علی خامنهای در سخنرانی نوروزی خود در مشهد گفت که وی همچون سایر مردم تنها یک رای دارد که آنرا هم مخفی به صندوق میاندازد، اما گزارشات متعددی از نقض بی طرفی توسط سازمانهای تحت امر وی به نفع محمود احمدی نژاد منتشر شد. حضور هواداران دولت در صدا و سیما و انتشار و تنظیم اخبار به نفع وی، پوشش دادن سفرهای استانی او تا هفتههای منتهی به انتخابات از جمله اقدامات صداوسیما بود. این رسانه حتی تا انتشار اخبار دروغ از زبان مراجع تقلید هم پیش رفت که از سوی آنان تکذیب شد. پس از مناظره های جنجالی انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران، هاشمی رفسنجانی در اعتراض به سخنان احمدی نژاد در مناظره با موسوی اقدام به نوشتن نامه ای به خامنه ای کرد. پرتاب موشک بالسیتک همزمان با سفر وی به سمنان یکی دیگر از اقداماتی بود که شائبه حمایت از احمدی نژاد داشت. رسانههای متن اظهارات منسوب به نماینده خامنهای در سپاه را منتشر کردند که وی رای و نظر خامنهای را احمدی نژاد دانسته بود گرچه سپاه اظهارات منسوب به وی را تکذیب کرد. همچون سایر انتخاباتها دراین دوره نیز شورای نگهبان بدون دلیل موجه عدهای از داوطلبان را رد صلاحیت کرد.رفعت بیات، اکبر اعلمی و قاسم شعلهسعدی از آن جملهاند.
علی خامنه ای در نماز جمعه تاریخی بعد از انتخابات در خطبه دوم خود گفتند :
من با شناخت بیش از ۵۰ ساله خود از آقای هاشمی رفسنجانی و خدمات وی به انقلاب و نظام ؛ آقای هاشمی رفسنجانی در دوران مبارزه با رژیم ستم شاهی از اصلیترین و جدی ترین افراد نهضت و بعد از انقلاب هم از مؤثرترین شخصیتهای همراه امام بوده و بارها تا مرز شهادت پیش رفته است ضمن اینکه پس از رحلت امام بزرگوار هم، تا امروز در کنار رهبری بوده است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: آقای هاشمی قبل از انقلاب، اموال خود را صرف مبارزه می کرد و در ۳۰ سال اخیر هم با به عهده گرفتن مسئولیت های فراوان، در حساس ترین مقاطع در خدمت انقلاب و نظام بوده و هرگز از انقلاب برای خودش، مالی نیاندوخته است و مردم باید به این حقایق توجه داشته باشند.
حضرت آیت الله خامنه ای در عین حال به اختلاف نظر طبیعی خود با آقای هاشمی رفسنجانی در موارد متعدد اشاره کردند و افزودند: این اختلاف نظر طبیعی است و مردم نباید دچار توهم شوند و به گونه ای دیگر فکر کنند.
خامنه ای به صراحت گفت : میان آقای هاشمی و رئیس جمهور نیز از سال ۸۴ اختلاف نظرهای متعددی درباره مسائل خارجی، نحوه اجرای عدالت اجتماعی و برخی مسائل فرهنگی وجود دارد که البته نظر رئیسجمهور به نظر بنده نزدیکتر است.
این اعتراف و گفته ضربه سنگین به اعتبار و شخصیت سیاسی واجتماعی هاشمی رفسنجانی وارد کرد در حقیقت میتوان گفت که او را زمین گیر نمود چنانچه شواهد پیداست بعد از آن تاریخ رفسنجانی وخانواده اش مرود شدیترین حملات و هتک ها قرار گرفتند و در حال حاظر نیز کم وبیش همچنان ادامه دارد هم اکنون مهدی هاشمی با قید وثیقه آزاد و فائزه رفسنجانی در پشت میله های اوین دوران محکومت خود را می گذراند .
اکنون بنظر میرسد این دمل چرکین که هاشمی را تا مرحله مرگ سیاسی واجتماعی پیش برد دهن باز کرده و آقای هاشمی بنظر می رسد بهترین زمان را برای از میان برداشتن این غده های چرکین برگزیده باشد .
همگان خوب میدانند اگر محمود احمدی نژاد زمین بخورد شخص علی خامنه ای زمین خورده است. با توجه به آنچه فوقاً اشاره رفت کسی نمیتواند منکر حمایت های علی خامنه ای از احمدی نژاد چه در ظاهر وچه درنهان بشود .
اخیرً محمود احمدی نژاد در مجلس شورای اسلامی در جلسه استیضاح شیخ الاسلامی دست به اعتراف بر علیه خانواده لاریجانی ها زد و این باعث ایجاد تنش های عمیق بین سران قوا گردید و رهبرجمهوری اسلامی را مجبور به ایجاد واکنش نمود همۀ این درگیری های جناحی میدان تاخت وتاز را برای هاشمی رفسنجانی هموار تر کرده اونیز با درایت وتدبیر از اینها برای ذلیل کردن مهر های اصلی و کلیدی مخالف خود بهره می جوید .
عی اکبر هاشمی رفسنجانی در تازه ترین واکنش خود در مصاحبه با ایلنا اسلامیت را در کنار جمهوریت با زیرکی تمام نادیده انگاشته وچنین گفته است :۱۳۹۱-۱۲-۰۲
جمهوریت و آزادی خواسته اصلی مردم است
اداره کشور را نباید به دست حوادث و اتفاقات سپرد/بایدضمن پذیرش اشتباهات و خطاها و جبران سوءتدبیر و مدیریتها، خواستهای به حق مردم و شهدا و خانوادههایشان را محقق کنیم.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار اعضای شورای مرکزی و مسئولین استانی حزب اعتدال و توسعه با تبریک ولادت امام حسن عسگری(ع)، به مظلومیت و غربت این امام اشاره کرد و گفت: امیدواریم با فراگیر شدن امنیت و توسعه در کشور عراق زائران این امام عزیز بتوانند با آسودگی و امنیت به زیارت مضجع ائمه معصوم در سامرا بروند.
به گزارش ایلنا، هاشمی رفسنجانی در بخش دیگری از سخنانش اعتدال و توسعه را دو ضرورت ارزشمند و مهم برای پیشرفت کشور خواند و با اشاره به جایگاه و اهمیت احزاب برای اداره کشور افزود: اعتدال و توسعه در حال حاضر دو حلقه مفقوده پیشرفت و تعالی ایران اسلامی است و جای این نیازهای اساسی را شعارها و ادعاهای بزرگ گرفته است.
عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه اگرچه انقلاب اسلامی بدون احزاب شکل گرفت و به پیروزی رسید، اما اداره کشور از همان روز اول بدون تشکّل و حزب آسان نبود، به همین دلیل بیشتر اعضای کابینه دولت موقت از نهضت آزادی و دولتها و انتخابات بعدی با حضور قدرتمند حزب جمهوری اسلامی شکل گرفت.
رفسنجانی، اداره کشور را با عقل جمعی موفق دانست و گفت: اگر اداره یک کشور متکی به افراد و جریانهای خاص شود، نتیجه آن وضع کنونی خواهد بود که هیچ کس مسئولیت مشکلات و معضلات را پذیرا نیست.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام،و انقلاب را نعمت و حجت خداوند بر مردم و دوستداران اهل بیت(ع) دانست و تأکید کرد: شهدا، ایثارگران و بسیاری از انسانهای پاکباخته، ارزشمندترین دارایی خود را که جانشان بود برای تحقق و حفظ نظام اسلامی هدیه کردند و بر ما واجب است که کفراننعمت نکنیم و ضمن پذیرش اشتباهات و خطاها و جبران سوءتدبیر و مدیریتها، خواستهای به حق مردم و شهدا و خانوادههایشان را محقق کنیم.
آیتالله هاشمی رفسنجانی جمهوریت و آزادی را از خواستههای اصلی مردم و مبارزان انقلاب اسلامی خواند و افزود: جمهوریت و آزادی بدون تحزب واقعی و قدرتمند، آسان و موافق نخواهد بود و اگر قرار است به مردم تکیه کنیم و آنها در اداره کشور دخیل باشند، این امر جز در قالب انسجام و هماهنگی حزبی محقق نخواهد شد.
عضو مجلس خبرگان رهبری، خطاب به احزاب یادآور شد: مسئولان تشکّلها وا حزاب باید تقویت انسجام تشکیلاتی، آموزش حزبی، کادرسازی و برنامهمحوری را وجهه همّت خود قرار دهند و با امید و نشاط و صبر و بردباری بر تحولات کشور تأثیر بگذارند.
هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه اداره کشور را نباید به دست حوادث و اتفاقات سپرد، گفت: پشتوانه تشکیلاتی و حزبی قوای مجریه و مقننه به شکلگیری دولت و مجلس کارشناس، کارآمد و مسئولیتپذیر خواهد انجامید.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام آینده کشور را در صورت بهرهگیری و میدانداری احزاب مسئول، شناسنامهدار و قانونمند، تضمین شده خواند و تأکید کرد: امیدواریم با میدانداری احزاب مردمی، فراگیر و قدرتمند کشور به تدریج از شرّ شرارتهای داخلی و خارجی رها و مسیر توسعه، رفاه و پیشرفت هموار گردد.
باید منتظر حرکت های بعدی و مهم هاشمی و طیف وابسته به ایشان بود .
شنیده های حاکیست یاسر هاشمی فرزند علی اکبر رفسنجانی کمپینی برای دعوت از اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به منظور نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری آینده ایران تشکیل شده است.
یاسر هاشمی فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، بانی این کمپین را بوده است . در این کمپین شماری از سیاستمداران، روزنامه نگاران و بازرگانان حضور دارند.
گفته می شود این کمپین در روزهای آینده فعالیت خود را آغاز خواهد کرد.
در همین رابطه، معاونت سیاسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در بخشنامه ای که به بخش های مختلف این سازمان ارسال کرده، خواسته است که لقب ”آیت الله” پیش از ذکر نام هاشمی رفسنجانی، آورده شود. این بخشنامه خواستار آن شده است که ضمن مد نظر گرفتن سوابق هاشمی رفسنجانی، از پخش هرگونه برنامه تخریبی علیه او خوددرای شود.
آیا رهبرآینده ایران در صورت ماندگاری جمهوری اسلامی کسی غیر از رفسنجانی است ؟
نگارش وجمع آوری م/ح/آ ۱۳۴۵
بنا به نوشته سایت ناگفته های ایران >در ساعات پایانی سه شنبه(۲۴ بهمن)، ۲ سایت شخصی و نشریه بنی صدر مورد حمله شدید قرار گرفت و از دسترس خارج شد. هک کنندگان تصویر زیر بر روی صفحه اول این دو سایت درج کردند:
مصاحبه تلویزیون چین با شاهزاده رضا پهلوی که با ترس و واکنش شدید جمهوری اسلامی روبرو شده است، نشان می دهد کشور های جهان و حتا متحدان جمهوری اسلامی متوجه این واقعیت شده اند که این رژیم ماندنی نیست و بهتر است بر روی اوپوزیسیون سرمایه گذاری کنند. بدیهی است که تمام دولت های جهان بجز جمهوری اسلامی به فکر منافع ملی خود هستند و بر روی اسب برنده شرط بندی می کنند. پیام این مصاحبه این است که جمهوری اسلامی فردایی ندارد و بهتر است از هم اکنون با اوپوزیسیون برانداز آن وارد گفتگو شد تا درها برای روابط آینده باز باشد.
مردم به خاک وخون کشیده کشور سوریه میروند تا با اتحاد و ائتلاف بزرگ خود حکومت بشار اسد را ساقط و انقلاب خونین خود را به ثمر برسانند. آنها پس از مدتی حدود بیش از ۸ ماه قبل از راه مسالمت آمیز و با اعلام نافرمانی مدنی بشیوه کاملاً دمکراسی خواستار برکناری خاندان اسد از حاکمیت کشور خود شدند هر چه روند اعتراضات مردمی به شرایط حاکم بر کشورشان فشرده تر گشت رژیم بعث سوریه به رهبری بشار اسد بیشتر به زور متوصل گشته و دست به سرکوب مردم وکشتار آنها زد و تا کنون بیش از چهل و چند هزار نفر از کودکان و زنان و مردم آزادی خواه را کشته و چندین برابر این کشته ها مردم را زخمی و به خاک و خون کشیده است ماشین جنگی بشار اسد بدون توجه به خواست مردم و فشار های جامعه جهانی تنها در سایه چند قدرت کوچک وبزرگ کماکان به تخریب کامل کشور و زیرساخت های آن همچنان کشتار مردم کشورش را ادامه می دهد درحالیکه از طرف مقابل آزادیخواهان بدون کمترین تزلزل وبا رشادت تمام و گذشتن از هست ونیست خود به مبارزه ادامه داده و جامعه جهانی را مجبور به تسلیم در مقابل اراده پولادین خود کرده اند وبا ائتلاف بجا وسنجیده خود هرچند دیر هنگام اما کار را تا جائی پیش بردند که دولت و مسئولین حکومتی روسیه که بزرگترین حامی بشار اسد بودند پا پس کشیدند و به انتظار مرگ و سقوط حکومت بشار اسد نشسته ولحظه شماری میکنند شاهد بودیم در نشستی که در کشور مراکش انجام شد کشورهای غربی و عربی تحت عنوان گروه “دوستان سوریه” داشتند شرکت کنندگان در این نشست توافق کردهاند تا ائتلاف ملی سوریه را به عنوان تنها نماینده مردم سوریه، به رسمیت بشناسند. بلافاصله ایالات متحده امریکا نیز این اتلاف را به رسمیت شناخت .
در این نشست وزیران امور خارجه بیش از یکصد کشور شرکت کردهاند.
کانون همبستگی این ائتلاف بزرگ را ارج نهاده ضمن حمایت از این نهاد ملی برای ملت سوریه آرزوی موفقیت نمود و امیدوار است که خود “ملت” سوریه وارث حقیقی و حقوقی انقلاب و خونهای ریخته شده خود بود واجازه ندهند انقلابشان قربانی و به انحراف کشیده شود .























————————————